داستان سریالی آخرین روزهای مقاومت قسمت بیست و چهارم فصل اول

  • بازدید: 158
  • تاریخ: پنجشنبه، 17 شهريور ماه، 1390
داستان سریالی آخرین روزهای مقاوت داستان حمله هسته ای یک کشور را به ما و مقاومت مردم  در آینده را تشریح میکند از سال 1392 به بعد ....

قسمت بیست و چهار در ادامه مطلب


خبر بدی که حال همه را دگرگون و بهتر است بگویم کاملا بهم ریخت ، گفتند دشمن به بخشی که زنان و کودکان در
آنجا بودند حمله کرده و همه را شهید کرده ، تمام شب را تا صبح بی تاب بودم گاه گریه میکردم ، گاه دعا میخواندم ، گاه نماز میخواندم ، اما این دل آرام نمیشد تا جایی که طاقت نیاوردم و پیش سید حسن رفتم ایشان هم خیلی ناراحت بود بعد از سلام و احوالپرسی گفتم :
- سید اجازه بده برگردم برمو اوضاع رو کنترل کنم
سید پاسخ داد :
- سید مهدی همه ی اونهایی که اونجا بودن ائم از زن و بچه من و شما شهید شدن اگر ما خط مقدم جبهه رو امروز رها کنیم کار هممون و کار مقاومت یکسرست معلوم نیست چه بلایی سرمون بیارن
گفتم :
- سید بلا از این بیشتر ، حداقل اجازه بده سریع بریم دفنشون کنیم  بیایم
گفت :
- سید مهدی از تو بعیده ، حتما حکمتی هست منم مثل تو بیتابم عده ای امروز کار کفن و دفن رو انجام میدن ما باید حالا که اینطور شد امروز کار دشمن رو یکسره کنیم اطلاعات خوبی بدستمون رسیده خودت بهتر میدونی نیروی کمکی برامون فرستادن.
 
حرفهای سید حسن وقتی تمام شد از ایشان خداحافظی کردم و پیش بچه ها رفتم همه بهم ریخته بودند حال عجیبی در بین همه ی آنهایی که کسی را آنجا داشتند و یا نداشتند ایجاد شده بود انگار همه ی نیروها مرده بودند سکوت مطلقی حاکم بود.
 
بعد از اینکه از بچه ها جدا شدم نیم ساعتی تا طلوع آفتاب مانده بود هنوز هوا کامل روشن نشده بود که از یک بلندگو که بچه های پشتیبانی به گمان تهیه کرده بودند صدای نوای دلنشین حاج منصور ارضی بگوشمان رسید فکر نمیکنم کسی آنجا بود که در حال گریه نباشد حال معنوی خاصی رخ داده بود.
 
بعد از ساعتی سید حسن همه نیروها را خواست تا قبل از عملیات با آنها صحبت کند...

 


کلمات کلیدی:
ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 17 شهريور ماه، 1390 توسط islammoviea  پرینت
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 داستان آخرین روزهای مقاومت - فصل اول - قسمت دوم  [ ، -78 فروردين ماه، -621 ] 186 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]